بسم الله الرحمن الرحیم

خدمت همه دوستان و سروران عزیز میلاد با سعادت حضرت بقیه الله الاعظم را تبریک عرض میکنم

انشاالله بتوانيم جزو منتظرين واقعي ظهور ايشان باشيم .

يك سئوالي از دوستان و بينندگان عزيزم مي پرسم و آن اينست كه آيا تا بحال فكر كرده ايم كه تا چه اندازه بوجود حضرت بقيه الله الاعظم ارواحنا فداء ايمان داريم ؟

آيا تا بحال فكر كرده ايم كه تا چه اندازه ايشان را مي شناسيم ؟

متاسفانه بسياري از مردم مسلمان آن طور كه بايد ايشان را نمي شناسند و حقيقت وجود ايشان را درك نكرده اند .

بياييد حقيقت را بشناسيم و در راه بدست آوردن آن جدي باشيم . بياييد امام زمان عليه السلام را جدي بگيريم و در امورمان جدي باشيم .

بنابراين وظيفه همه ما مسلمانها اينست كه اول اگر به وجود ايشان که مصلح آخر الزمان هستند ايمانمان ضعيف است ، آنرا به حد اعلا و در آخر آنرا كامل كنيم و سپس معرفتمان را نسبت به ايشان تكميل نمائيم .

 دوستان عزيز به مناسبت نيمه شعيان يك سئوال از كتاب انوار صاحب الزمان و يك جريان ملاقات از كتاب ملاقات با امام زمان عليه السلام تاليف پدر ارجمندم انتخاب نموده ام و اميدوارم مورد توجه خوانندگان گرامي قرار گيرد .

و اما سئوال :

«سؤال پنجم»

 

آيا علّت غيبت حضرت ولىّ عصر  عليه ‏السلام فقط آماده نبودن مردم است؟

   

  پاسخ ما:

 

تنها اين نيست، علل مختلفى دارد كه يكى از آنها آماده نبودن مردم است. البته مسأله مهم در ظهور همين است كه مردم آماده شوند و اوّل احساس نياز به يك عدالت‏گستر پيدا كنند و بعد خواستارش شوند و وقتى ظهور فرمود، به عدالت او تن داده و عدالتش را قبول كنند و قوانينش را بپذيرند. اين هم كه روايت دارد بايد دنيا پر از ظلم و جور بشود تا حضرت ظهور كنند، به اين جهت است كه وقتى دنيا پر از ظلم و جور شد و مردم متوجّه شدند حقّشان ضايع مى‏شود، همه آماده براى يك دادخواه عدالت‏گسترى كه بيايد حقّشان را به آنها برگرداند، مى‏شوند، پس دو چيز براى ظهور آن حضرت لازم است:

اوّل: پر از ظلم و جور شدن دنيا و به عقيده‏ى من همان وقتى كه درِ خانه‏ى على بن ابيطالب  عليه‏السلام و ائمّه‏ى اطهار  عليهم‏السلام را بستند دنيا پر از ظلم و جور شد، چون مردم از معارف حقّه و علوم حقيقى دور نگه داشته شدند.

دوّم: اينكه انسان اين را بفهمد و درك كند كه يك چنين حقّى از او گرفته شده و دادخواهى كند، آن وقت دادخواه به سراغش مى‏آيد.

 

 

        « حضرت آیه الله سید حسن ابطحی در جشن نیمه شعبان سالهای گذشته در دفتر تهران »

 

و اما ملاقات :

ملاقات ششم

 

     اين قضيّه به فرموده‏ى مرحوم مجلسى در بحار و حاجى نورى در «نجم الثّاقب» در نجف اشرف معروف و مشهور است.

و مرحوم مجلسى فرموده است:

اين قضيّه را شخصى كه مورد وثوق من است به من گفت: خانه‏ى كهنه‏ى قديمى كه الآن من در آن سكونت دارم مال مردى از اهل خير و صلاح بود كه او را «حسين مدلّل» مى‏گفتند.

او نزديك صحن حضرت اميرالمؤمنين (عليه السّلام) در محلّى كه آن را ساباط «حسين مدلّل» مى‏گفتند: زندگى مى‏كرد او داراى عيال و فرزندانى بود، و او مبتلا شده بود به كسالت فلج و مدّتها بود كه قدرت بر قيام وحركت از رختخواب را نداشت و حتّى براى رفع حاجت اهل و عيالش به او كمك مى‏كردند و چون مرضش طولانى شده بود اهل و عيالش به فقر و تنگدستى مبتلا گرديده بودند.

در نيمه‏ى شبى در سال 720 وقتى زن و فرزندش بيدار شدند ديدند كه از خانه و بام خانه نور عجيبى ساطع است. اين نور به قدرى فوق‏العادّه است كه چشم را خيره مى‏كند.

آنها از حسين مدلّل پرسيدند: اين نور چيست؟ و چه خبر است؟!

گفت: الآن حضرت بقيّه‏اللّه ارواحنا فداه نزد من تشريف داشتند و به من فرمودند: اى حسين! از جا برخيز.

عرض كردم: اى سيّد و مولايم، من را مى‏بينيد كه نمى‏توانم برخيزم، من فلجم!

 حضرت دست مرا گرفتند و بلندم كردند من فورا حالم خوب شد و صحيح و سالم گرديدم.

 و به من فرمودند: اين ساباط راه من است كه من از اين راه به حرم جدّم اميرالمؤمنين (عليه السّلام) مى‏روم، درِ آن را هر شب ببنديد. عرض كردم: شنيدم و اطاعت مى‏كنم.

 سپس حضرت بقيّه‏اللّه (عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف) برخاستند و از همانجا به زيارت حرم حضرت على بن ابيطالب (عليه السّلام) رفتند و اين نور اثر قدم مبارك آن حضرت است.

مرحوم حاجى نورى مى‏گويد: اين ساباط تا به حال مشهور به ساباط حسين مدلّل است و مردم براى آن ساباط نذرها مى‏كنند و به بركت حضرت حجّة بن الحسن (عليه السّلام) به حوائج خود مى‏رسند.

ناگفته پيدا است؛ كه خداى تعالى حضرت ولىّ عصر ارواحنا فداه را تنها براى آنكه فلجى را شفا بدهند در كره‏ى زمين نگه نداشته، بلكه آن حضرت را براى حفظ دين و تشكيل حكومت واحد جهانى مهيّا فرموده است، ولى به خاطر آنكه مردم دنيا و يا لااقل مسلمانان جهان ايمانشان كامل شود و متوجّه آن وجود مقدّس گردند و موجوديّت آن حضرت را در همه جا معتقد شوند گاهى دست به اين گونه معجزات مى‏زنند و مريضهائى را شفا مى‏دهند.

                               «جان و مال و پدر و مادر و هر چه داريم به قربانش باد.»


 

نوشته شده توسط سید رضا ابطحی در سه شنبه ششم شهریور 1386 ساعت 16:1 موضوع نیمه شعبان مبارک باد | لينک ثابت