ای پادشه خوبان داد از غم تنهائی           دل بیتو به جان آمد وقتست که باز آیی

سلامی گرم به دوستان راهی بی انتها

امیدوارم که مرا بخاطر دیر بروز کردن وبلاگ ببخشید . 

یادم هست که پدر عزیزم می فرمودند :‌‌ « انسان در دو جا شیطان را به وضوح می بیند یکی در خواندن نماز شب و دوم در موقعی که می خواهد شخص عمامه گذاری و در حقیقت ملبس به لباس روحانیت گردد  »

در حقیقت کسی که یقین و ایمانش ضعیف باشد خیلی زود تحت تاثیر وسوسه های شیاطین واقع می شود و سریع از دستورات آنان اطاعت می کند . 

 نماز شب یک عمل عبادی است که خدای تعالی بسیار انجام دادن آن عمل را از بندگان خالصش دوست می دارد و به اینچنین شخصی اجر و قرب زیادی عنایت می کند. لذا شیطان رجیم با وسوسه های فراوان نمی خواهد که مسلمانان این عمل را انجام دهند و بطور واضح وقتی انسان تصمیم به خواندن نماز شب می گیرد شیطان با وسوسه هایی چون : تو الان خسته ای یکمقدار بخواب تو خیلی خسته ای فردا سر کار خوابت می برد و از این قبیل حرفها انسان بی ایمان و سست را بخواب فرو می برد .

پوشیدن لباس روحانیت نیز کار بسیار مهم و در عین حال حساسی است این لباس همان لباس پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله وسلم است و اگر ما بخواهیم این لباس را بپوشیم باید در رفتار و کردار و اعمال همچون ایشان باشیم و به مسائلی خلاف نظر ایشان عدول نکنیم و مبلغ آن حکمتهای گرانبها گردیم . خوب مسلما شیطان رجیم نمی خواهد که راه حقیقت که در انتها مقام خلیفه اللهی است توسط این حکمتها و حقایق که به واسطه روحانیون واقعی روشن و تبلیغ می گردد انجام شود ( البته جای این نکته باقی است که یکبار تصور نشود که کسانی که در این لباس نیستند نمی توانند این کار بکنند چرا می توانند ولی کسی که لباس روحانیت را به تن می کند خود را مختص این کار قرار داده و بطور تخصصی وارد این مبحث می شود لذا خیلی بهتر و دقیقتر می تواند از عهده چنین کاری بر آید )  آری شیطان در موقعی که انسان تصمیم به پوشیدن لباس روحانیت می کند بطور قوی و بخاطر صورت نگرفتن مطالب فوق وارد عمل میشود و به آن شخص می گوید که اگر تو این لباس را بپوشی مردم مسخره ات می کنند و یا به حرفهایت اهمیت نمی دهند و اصلا با تو حرف نمی زنند و تو را همچون آخوند های دیگر که لباس روحانیت را بطور ظاهری پوشیده اند و به حقیقت آن عمل نمی کنند می پندارند ...... و بسیاری از این وسوسه ها در اشخاصی که یقینشان به حقیقت و مقصد نهایی ضعیف است موثر واقع می شود . که کاملا جای تاسف دارد .

اما کسانی که حقیقت را درک کرده اند و به یقین رسیده اند با این وسوسه ها از پای در نمی ایند و منحرف از راهشان نمی گردند .

مسئله یقین در راه تزکیه نفس و کمالات بسیار مهم و اساسی است هرچه انسان در این مسئله کار کند در پیمودن راهش مصمم تر و جدی تر می شود .

لذا چقدر زیبا می شود که انسان مراحل سه گانه یقین را طی کند و به حق الیقین که بالاترین مرحله یقین است برسد .

انشاالله


 

نوشته شده توسط سید رضا ابطحی در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385 ساعت 22:7 موضوع یقین | لينک ثابت