با سلام خدمت دوستان عزیز

دیروز نهم ربیع الاول بود و در آنروز اتفاقی افتاد که موجب شادی همه شیعیان و در حقیقت مسلمانان واقعي گردید .

یادم هست که در سال ۱۳۸۴ همراه پدر بزرگوارم و دو نفر دیگر به کاشان رفتیم . من برای اولین بار بود که به این شهر می رفتم و خیلی فضای آن شهر و مردمی که همچون گلاب معروفشان بودند برایم جالب بود . در وقتی که به شهر رسیدیم به هیچ وجه یاد قبر مطهر حضرت ابولولو که در این شهر قرار دارد نبودیم . و بعد یاد آن شجاع الدین افتادیم و گفتیم که باید قبر مطهرش را پیدا نماییم لذا با سوال کردن از مردم قبر مطهر ایشان را پیدا کردیم و بعد خدمت پدر عزیزم به طرف حرم ایشان رفتيم .

 وقتی که وارد حرم شدیم یکمقدار حرم مطهر ایشان خلوت بود و کارگران در بیرون از حرم مشغول ساختن آنجا بودند ، در آنجا فضای معنوی خاصی وجود داشت ضریح بسیار زیبایی برای ایشان ساخته بودند و آينه كاري هاي خوبي در آن محل شده بود ( لازم بذکر است که همه این کار ها بوسیله کمکهای مردمی صورت گرفته است ) اینجانب نیز مثل همیشه از فرصت سوء اسفاده کرده و با توجه به مقام حضرت ابولولو حاجتهای خود را که در راس آنها تعجيل در ظهور آقایمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بود در خواست نمودم .

بعد که زیارت کردیم متولي حرم مطهر ایشان را شناخت و بعد شروع کرد به توضیح دادن و بیان نمودن تاریخ که ما در نتیجه بسیار لذت می بریدم یادم هست که در آنجا نشستیم و برای جمعی که در آنجا بودند چای آوردند و خلاصه جای بسیار با صفایی بود و در آن هنگام هم متولي کلی از کارهایی که در انجا انجام داده بودند میگفت .

یادم هست در آنجا جزوه ای که به ما دادند اطلاعات بسیار خوبی در خصوص جناب ابولولو و چگونه به درک واصل کردن عمر که لعنت خدا بر او باد وجود داشت که دوست دارم به مناسبت این ایام برایتان مقداری از ان جریان را تعریف کنم ( البته آن جزوه الان در اختيارم نيست لذا بطور ذهنی ماجرا را برایتان نقل میکنم اگر ایرادی داشت به بزرگی خود ببخشید )

بله دوستان مثل این كه حضرت ابولولو چند روز قبل از نهم ربیع الاول نامه ای را به عمر ارسال میکند و در آن نامه از عمر سوال میکند که جزای کسی که آزار و اذیت مولایش را بکند ( كه در اينجا مفصل اذيت هاي عمر را بعنوان کس دیگری ذكر ميكند ) با اینکه آن مولا به او مهربانی های زیادی کرده است چیست ؟ عمر در جواب این نامه می گوید که جزای چنین شخصی مرگ است و باید او را کشت . لذا در روز نهم ربیع الاول ابولولو عمر را به محلی که اسیابی در آن ساخته و ظاهرا آن محل خارج از شهر بوده دعوت میکند و بعد در فرصتی مناسب وقتی که عمر به آسیاب توسط ابولولو گیر می کند ابولولو در آن هنگام نامه خود عمر را از لباسش در می آورد و به عمر نشان می دهد و به او در حالی که با خنجر ضربه می زند می گوید که چرا مولایت را اذیت کردی؟ چرا او را آزار دادی . و خلاصه بقیه ماجرا که خودتان میدانید .

اما جدیدا خبرهایی به گوش می رسد که قبر ابولولو را در این ایام مسدود کرده اند برای حفظ انسجام اسلامی .

حقیقتش را بخواهید حفظ اتحاد و انسجام میان ممالک اسلامی امری است بسیار مهم و مشکل و همه مسلمانان وظیفه شان هست که چنین کنند . ولی متاسفانه این امر همیشه یکطرفه بوده یعنی اینکه همیشه ما شیعیان از حقیقتی که سبب عدم انسجام و اتحاد می شده است ( البته در بعضي موارد ) باید کوتاه می آمدیم و تحت فشار واقع می گشتیم .

حفظ انسجام اسلامی خیلی خوب است اما نه یکطرفه بلکه باید هم سنی و هم شیعه در این امر کوشا باشند که جدیدا ما خلاف آنرا مي بينيم و در حقيقت جاي اين سوال باقي مي ماند كه چرا هميشه ما شيعيان بايد براي حفظ وحدت گام برداريم اما آنها هر لحظه بر خلاف وحدت گام بر ميدارند ؟؟!!!!!!

انشاالله همانطور كه ما شيعيان عمل مي كنيم برادران سني نيز عمل كنند .


 

نوشته شده توسط سید رضا ابطحی در شنبه یازدهم فروردین 1386 ساعت 0:56 موضوع نهم ربیع الاول | لينک ثابت