بسم الله الرحمن الرحیم

خدمت همه دوستان و سرورانم پیشاپیش میلاد با سعادت حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و امام جعفر صادق علیه السلام را تبریک عرض میکنم .

انشاالله بتوانیم با الگو قرار دادن این بزرگواران و پیشوایان دین به سعادت دنیا و آخرت نائل گردیم و از یاران با وفای مولا و امام زمان مان حضرت بقیه الله الاعظم روحی فداه شویم .

دوستان من یکی از فعالیتهایی که پدر بزرگوارم حضرت آیه الله استاد سید حسن ابطحی در طول عمر شریفشان بسیار با جدیت انجام می دادند ترویج نام مبارک حضرت بقیه الله الاعظم روحی فداه و بالا بردن سطح معرفت مردم نسبت به آن وجود مقدس و رفع شبهات موجود بوده است .

این فعالیت ها در قالب های مختلفی انجام می شد که موارد بسیار متعددی دارد و برای نمونه برای شما به ذکر چند مورد اکتفا می کنم . ابتدا نام گذاری میدان و خیابان گوهرشاد مشهد به نام صاحب الزمان آن هم در وسط محله بهائیها در زمان رژیم شاهنشاهی که مشکلات بسیاری داشت . پاسخ به هزاران سئوال در خصوص حضرت بقیه الله الاعظم روحی فداه و رفع شبهات درباره این موضوع در بین جوانان و اقشار مختلف جامعه در کانون بحث و انتقاد دینی  .

تالیف چند کتب بنام های مصلح غیبی . ملاقات با امام زمان . انوار صاحب الزمان و مصلح آخرالزمان که تاثیر بسیار زیادی در بین اقشار مختلف جامعه در داخل و خارج از کشور گذاشت که می توان به اعطاء دکترای افتخاری بخاطر کتاب مصلح غیبی ایشان اشاره کرد .

هزاران سخنرانی در محافل مختلف در خصوص این وجود مبارک که همه آن سخنرانی ها برای بالا بردن سطح معرفت اقشار مختلف جامعه نسبت به آن حضرت و اهداف آن بزرگوار بوده است .

شاید در این وبلاگ کوچک نتوان به همه فعالیتهایی که پدر بزرگوارم در این خصوص تا بحال انجام داده اند تا همه بدرستی امام زمانشان روحی فداه را بشناسند بطور اکمل اشاره کنم و مواردی را که نیز ذکر شد بسیار خلاصه و کوتاه بود.

 اما دوست دارم برای شما عزیزان قسمت پایانی کتاب مصلح غیبی که شامل مناجات حضرت آیه الله سید حسن ابطحی با امام زمان روحی فداه است و محبت شدید ایشان را نسبت به آن خلیفه خدا بیان میدارد برایتان در اینجا بیاورم . امید است که مورد توجه قرار بگیرد .

کتاب مصلح غیبی

نویسنده : استاد سید حسن ابطحی

سؤال هفتادم:

     اگر ما امام زمان  عليه‏السلام  را بخواهيم در زمان غيبت زيارت كنيم و با آن حضرت مناجات نمائيم و عربى هم نمى‏دانيم، آيا مى‏توانيم با زبان خودمان با او صحبت كنيم، بى‏ادبى نيست؟ او را به غضب در نياورده‏ايم؟ اگر جواب مثبت است، پس ما بيچارگان چه كنيم؟ چگونه عشق و علاقه‏ى خود را به زبان بياوريم؟

     لطفا جواب دهيد.

   پاسخ ما:

     اين سؤال را وقتى خواندم، حالم منقلب شد نيمه‏ى شب جمعه دهم ماه رمضان 1402 بود به حضرت بقيّه‏اللّه ارواحنا فداه متوسّل شدم كه آقا به قلمم مطالبى جارى كن كه در مناجاتت چيزى بنويسم تا هر كه بخواند، هم آشنا به صفات و اخلاق حميده‏ات گردد و هم حال توجّهى به مقام مقدّستان پيدا كند، شايد من هم از اين راه بهره‏هائى ببرم و در مقام قرب ارزش خاك كف كفش دوستانت را داشته باشم.

 لذا آن شب اين جملات به قلمم جارى شد. اميد است مورد قبول آن وجود مقدّس واقع گردد و اين كتاب را هم با همين چند سطر مناجات عوامانه پايان مى‏دهم:

بسم اللّه الرّحمن الرّحيم

     سلام و درود بى‏شمار بر تو اى پاك‏ترين بندگان خدا و اى محبوب‏ترين انسانى كه در عالم وجود مى‏شناسيم.

     پدر و مادر و جانم و هر چه دارم فداى خاك پايت باد.

     اى كسى كه به بركت وجودت موجودات روزى مى‏خورند و زنده‏اند.

     اى محبوبى كه دست گدائى تو، به درِ خانه‏ى خدا دراز و دست همه‏ى موجودات عالم هستى به درِ خانه‏ى تو دراز است.

     از خدا حيات، هستى، روزى و همه چيز ديگر مى‏گيرى و به ريزه خواران درگاهت تفضّل مى‏كنى.

     اى مولائى كه در مهربانيتان همين بس كه عمويتان جعفر تائب را با آن همه اذيّتى كه بر شما وارد كرد بخشيديد و فرموديد: عمويم جعفر مثل برادران يوسف است، وقتى كه گفت: بر شما چيزى نيست. ما هم عفو و گذشت را از يوسف ارث برده‏ايم و ديگر به او جعفر كذّاب نگوئيد و او را جعفر تائب بناميد.

     قربان كلام دلربايت.

      صدها يوسف درس همه چيز را از مكتب شما آموخته و عفو را از درگاه جلال شما ياد گرفته‏اند.

     اى مهربانى كه دشمنانت به غلط تو را يك مقتدر خونريز معرّفى كرده و حال آنكه راضى نمى‏شوى بى‏جهت حتّى از بينى احدى خونى جارى شود.

     اگر انبياء اولوالعزم را شما به چشم محبّت نگاه نكنيد از مقام قرب الهى دور مى‏شوند و اگر آنها به شما متوسّل نبودند، ارزش وجود نداشتند.

     يا صاحب الزّمان، اگر چه ما با روح مقدّستان كه مانند نور خورشيد به همه جا احاطه دارد آشنائى داريم و به وصل شما نائليم امّا چه خوش است جمال ظاهرى شما را هم ببينيم و به صورتتان نظاره كنيم و سخن خدا را از آن دو لب پاك بشنويم.

     اى قربان آن جمالى كه آنچه خوبان همه دارند، تو تنها دارى.

     آيا كسى مى‏تواند آن قيافه‏ى جذّاب را ببيند و دست از ترنج بشناسد و جان خود را فدا نكند؟

     آيا كسى ممكن است متوجّه احاطه‏ى نور پاك آن وجود مقدّس بشود و به غير او توجّه كند؟

     تو مظهر خدائى.

     تو آئينه‏ى تمام نماى جلال و جمال الهى هستى.

      اى محبوبى كه عاشقى مثل امام صادق  عليه‏السلام  دارى كه آن امام بزرگوار و عزيز پروردگار زانوهاى غم را در فراقت در بغل مى‏گيرد و اشك مى‏ريزد و وقتى كه از او سؤال مى‏كنند آيا حضرت قائم متولّد شده مى‏فرمايد: نه!

     اگر من زمان او را درك مى‏كردم تمام ايّام عمرم خدمتگزارش بودم.[1]

    يا صاحب الزّمان، شما آن محبوبى هستى كه وقتى سدير صيرفى و مفضّل بن عمر و ابوبصير و ابان بن تغلب بر امام صادق  عليه‏السلام  وارد مى‏شوند مى‏بينند آن حضرت روى خاك نشسته مانند زن بچّه مرده با دلى سوخته اشك مى‏ريزد و حزن و اندوه از وجناتش پيدا است، رنگ مباركش تغيير كرده، اشك دو طرف صورتش را پر كرده و بر روى دامنش ريخته و مى‏گويد: اى آقاى من درد فراقت قوّت را از من برده، آسايش را از من گرفته و زمين را بر من تنگ كرده و استراحت قلبى را از من سلب نموده است.

     اى آقاى من مصيبتم به ناراحتيهاى هميشگى متّصل گشته، همه چيز را يكى پس از ديگرى از دست مى‏دهم و جز اشكى كه از چشمم جارى است و ناله‏اى كه از تمام زواياى دل مى‏كشم و ستمهائى كه مى‏بينم چيزى حس نمى‏كنم.

     سدير مى‏گويد: از آن همه ناله و گريه كه امام صادق  عليه‏السلام  در آن حالت داشت نزديك بود عقل از سرمان بپرد.

     احتمال داديم كه براى آن حضرت ناراحتى كوبنده‏اى پيش آمده و يا از اوضاع زمان آن چنان ناراحت شده كه اين چنين اشك مى‏ريزد.

     گفتيم: اى فرزند بهترين خلق خدا، خدا چشم تو را نگرياند، از چه حادثه‏اى اين چنين گريانى؟ چرا اين گونه مانند باران اشك مى‏ريزى؟

     ناگهان امام صادق  عليه‏السلام  آهى كشيد كه وجودش به حركت آمد و ناراحتيش فزونى يافت و فرمود: اى واى بر شما، امروز صبح به كتاب جفر، همان كتابى كه علم بلايا و منايا و علم آنچه بوده و آنچه خواهد بود، در آن هست و خدا آن را مختصّ محمّد و آل محمّد  صلى‏الله‏عليه‏و‏آله   قرار داده، نگاه مى‏كردم.

     در قسمت تاريخ تولّد حضرت قائممان تأمّل مى‏نمودم و چندى گذشتن زمان غيبت و طول عمر او را ملاحظه مى‏كردم و بلاهائى كه بر مؤمنين در آن زمان وارد مى‏شود و ترديدى كه از طول غيبت آن حضرت در دل آنها وارد مى‏گردد كه اكثر آنها از دين بر مى‏گردند و شانه از زير بار اسلام و ولايت ما خالى مى‏كنند مى‏ديدم. دلم سوخت و حزن بر من مستولى شد (تا پايان حديث كه طولانى است).

     يا صاحب الزّمان، شما همان عزيزى هستى كه تمام انبياء و اولياء انتظار ملاقاتت را داشته و همه‏ى آنها خود را مقدّمه‏ى ظهور شما مى‏دانسته‏اند.

     انبياء و ملائكه به محبّت شما اى فرزند بهترين خلق خدا، به خدا نزديك مى‏شدند و از نور پاكت براى كمالاتشان كمك مى‏گرفتند.

     روزى اميرالمؤمنين على بن ابيطالب  عليه‏السلام  اشاره به حضرت حسين بن على  عليه‏السلام  كرد و فرمود: اين پسرم كه آقا است و جدّش او را آقا ناميده از صلبش مردى همنام پيغمبرتان بيرون مى‏آيد در وقتى كه مردم غافل‏اند و حقّ را كشته‏اند و ظلم و جور ظاهر شده، او (يعنى حضرت قائم ارواحنا فداه) خروج مى‏كند و اهل آسمانها و ساكنين آنها به خروجش خوشحال مى‏شوند.

     اى جان به قربانت، بر ما سخت است كه همه را ببينيم و شما را نبينيم.

     اى جان به فدايت كه ديده نمى‏شوى ولى از ميان ما بيرون نيستى.

     اى جان به قربان آن پاك سرشتى كه همه به او محتاج‏اند و او تنها به خدا محتاج است.

     آيا راهى هست كه روزى همنشينت گرديم و آن جمال با كمالت را مشاهده نمائيم؟!

     آيا راهى هست كه در هر كجا كه اقامت دارى ما هم به عنوان كلب آستانت اقامت كنيم و از فيض حضورت بهره برداريم؟

     آيا مى‏شود نام ما را در طومار دوستانت بنويسى و اين افتخار را به ما بدهى و ما را تا ابد سرافراز نمائى؟!

     آيا مى‏شود روزى پرتوى از خورشيد جمالت در كلبه‏ى محقّر ما بتابد كه؛

ز در درآ و شبستان ما منوّر كن

 هواى مجلس روحانيان معطّر كن

     آيا ممكن است لحظه‏اى گوشه‏ى چشمى به ما كنى كه:

آنان كه خاك را به نظر كيميا كنند

 آيا شود كه گوشه‏ى چشمى به ما كنند

     اى دوازدهمين جانشين پيغمبر اكرم و اى يازدهمين فرزند على بن ابيطالب  عليهماالسلام.

     ما محبّت تو را با شير از مادر گرفته و در دامن پدرى كه هميشه به ياد تو بوده پرورش يافته‏ايم.

     آيا ممكن است مانند على بن مهزيار، مانند علاّمه‏ى حلّى يا لااقل مانند آن مرد يهودى و مانند آن شخص سنّى، ايّامى، ساعتهائى يا لااقل چند دقيقه‏اى ما را موفّق به مجالستت كنى و از نعمت ديدارت بهره‏مندمان نمائى؟

     اگر به لياقت ما باشد، چه كسى جز آباء و اجداد بزرگوارت اين لياقت را دارند كه با تو همنشين باشد و اگر به لطف و كرم شما باشد، قادرى، مى‏توانى حتّى به سنگى اين لياقت را بدهى و او را لايق محضر مباركت نمائى.

     عبداللّه بن ابى يعفور مى‏گويد كه امام صادق  عليه‏السلام فرمود: معجزه‏اى از معجزات انبياء و اوصياء وجود ندارد مگر آنكه خداى تعالى مثل آن را در اختيار حضرت مهدى قائم ما قرار داده است.

     پس لياقت عنايت كن و لو از طريق معجزه باشد و ما را از محضر پر بركتت مستفيض فرما.

     اى محبوبى كه براى نجات بشريّت صدها سال در زندان دنيا مانده‏اى و با مردمان مستضعف دنيا هم دردى مى‏كنى، تو خود از خدا فرجت را بخواه و سر بر سجده در مسجد سهله بگذار و آيه‏ى: «امّن يجيب» را بخوان كه دعاى تو مستجاب است.

     اى ولىّ خدا كه خدا به وجودت افتخار مى‏كند و بر ملائكه مباهات مى‏نمايد، ما را از مهالك زمان غيبت و گرفتاريها و امتحانات سخت آخرالزّمان حفظ كن و هيچگاه و حتّى لحظه‏اى دست ما را رها نفرما.

     خدايا قلب مقدّس آن عزيز عزيزان را به ما مهربان كن و عفو و كرمش را شامل حال ما فرما.

     خدايا تو او را يارى كن.

     خدايا تو او را از همه‏ى بلاها حفظ كن.

  خدايا نگذار آنى در قلب مقدّسش كمترين حزن و اندوهى راه پيدا كند و هميشه او را از ما راضى نگهدار.

والسّلام عليك و رحمه‏اللّه و بركاته

     اللّهمّ صلّ و سلم وزد و بارك على صاحب الدعوة النبوية والصولة الحيدرية والعصمة الفاطمية و الحلم الحنية و الشجاعة الحسينية و العبادة السجادية و المآثر الباقرية و الآثار الجعفرية و العلوم الكاظمية و الحجج الرضوية و الجود التقوية و النقاوه النقوية و الهيبة العسكرية و الغبية الالهية القائم بالحقّ و الداعى الى الصدق كلمة اللّه و امان اللّه و حجّه‏اللّه القائم بامراللّه المقسط لدين اللّه الغائب بامراللّه و الذّاب عن حرم اللّه امام السّر و العلن دافع الكرب و المحن صاحب الجود و المنن الامام بالحقّ ابى‏القاسم صاحب العصر و الزّمان و خليفة الرّحمان و مظهر الايمان و قاطع البرهان و شريك القرآن و سيّد الانس و الجان صلوات اللّه و سلامه عليه.

     الصلوة و السّلام عليك يا وصى الحسن و الخلف الصالح ايّها القائم المنتظر المهدى يابن رسول اللّه يا حجّه‏اللّه على خلقه يا سيّدنا و مولانا انّا توجّهنا و استشفعنا و توسّلنا بك الى اللّه و قدّمناك بين يدى حاجاتنا يا وجيها عنداللّه اشفع لنا عنداللّه.



[1]      ــ بحارالانوار جلد 51 چاپ تهران صفحه‏ى 148. «سئل ابوعبداللّه  عليه‏السلام  : هل ولد القائم قال لا و لو ادركته لخدمته ايّام حياتى».


در پایان از خدا می خواهیم که ما را جزو محبین واقعی آقا امام زمان روحی فداه قرار دهد و همیشه خدمتگذار خوب و با وفایی برای ایشان باشیم .

آمین

کتاب مصلح غیبی

نویسنده : آیه الله استاد سید حسن ابطحی

مخصوص موبایل با فرمت jar ( نسخه جدید 0.9.5)

لینک دانلود : http://www.box.net/shared/qbl5h9og0k

لینک دانلود : http://rezaabtahi.googlepages.com/MOSLEHQAYBI.jar



 

نوشته شده توسط سید رضا ابطحی در جمعه بیست و سوم اسفند 1387 ساعت 17:23 موضوع | لينک ثابت